تبليغاتX
بشرويه نيوز - استاد بديع الزمان فروزانفر

بشرويه نيوز
پايگاه خبري بشرويه نيوز|Boshrooye News Agency

BoshrooyeNews Menu

استاد بديع الزمان فروزانفر
استاد بدیع‌الزمان فروزانفر 

فرزانه ادب و عرفان‌
 

جليل‌ ضياء اديب‌، از چهره‌هاي درخشان تاريخ ادبيات ايران‌زمين و از استادان بي‌بديل ذوفنون كهن سرزمين ايران در سال‌ 1283 ه.ش‌ در محله كوچه باغ معروف به سرپل‌ در ‌ شهر بشرويه ، در خانواده‌اي فرهنگ‌دوست و فرهنگ‌پرور پا به عرصه وجود گذاشت. پدرش آقا شيخ‌علي پسر آخوند ملامحمد حسن قاضي است كه نسب به ملااحمد توني (از علماي معاصر شاه‌عباس صفوي) مي‌‌رساند و ملااحمد برادر ملا عبدالله‌بن محمد بشروي است. وي (ملا عبدالله) از پارساترين علماي زمان خود و ثاني مقدس اردبيلي بود. ملا عبدالله بن محمد بشروي نخست در مدرسه ملاعبدالله شوشتري در اصفهان ساكن بود، سپس به مشهد رفت و پس از مدتي به همراه برادرش ملااحمد توني به قصد زيارت عتبات عاليات به عراق مسافرت نمود و در راه زيارت در كرمانشاه درگذشت و نزديك پل شاه دفن شد. استاد بديع‌الزمان فروزانفر در چنين خانداني نشو و نما يافت. وي مقدمات علوم را در بشرويه نزد ملامحمد حسن كه مردي پارسا و صاحب فضيلت بود، فرا گرفت. و از همان كودكي نبوغ ذاتي خود را نشان داد. در سال 1338 راهي مشهد شد و در مشهد از محضر بزرگاني چون اديب نيشابوري و ميرزاحسين سبزواري وحاج مرتضي آشتياني و حاج شيخ مهدي خالصي كسب فيض نمود و در محضر همه اين استادان، ماه مجلس شد.

پس از فراغت از تحصيل، در 1342 به تهران آمد. در تهران نزد ميرزا طاهر تنكابني شرح اشارات، شفا و كليات قانون را فرا گرفت. در محضر آقا حسين نجم‌آبادي فقه و اصول خواند. ستاره اقبال فروزانفر با ستارگان درخشان دنياي علم در آن روزگار قرين شد و از همان ايام جواني با بزرگاني صاحب‌نام محشور شد؛ اما ارادت وي به اديب نيشابوري حديث ديگري بود. استاد در مقاله‌اي كه در شأن علمي مرحوم اديب نوشته از وي چنين ياد مي‌‌كند: " يكي از فحول شعرا و ادباي اين عصر، بل تمام اعصار، اعجوبه دهر، اطروفه زمان، كلمه` الله العليا في‌الارضين و آيته في العالمين، رئيس‌العقلا، استاد فرجاد، فاضل لبيب اديب نيشابوري است كه خدايش زنده و پاينده بدارد. وي عالمي است عامل و فاضلي است كامل، اديبي است بارع، بدون منازع و مدافع در علم ادب، قلزمي است بي‌كران و محيطي است بي‌پايان..." ‌در شعري با مطلع:


بر بنا گوش فروهشتي آن زلف به خم‌

يا نه بر لاله خودرو زدي از مُشك رقم‌
 

به ستايش اديب پرداخته است. همچنين در مشهد به خدمت پدر محمود فرخ، از فضلاي معاصر معرفي شد. نبوغش شگفتي او را برانگيخت و سپس به حاكم وقت خراسان معرفي شد و مورد توجه وي قرار گرفت؛ به طوري كه قوام‌السلطنه او را "بديع‌ زمانه" خطاب كرد كه از آن زمان به بعد به بديع‌الزمان ملقب گشت. دكتر حسينعلي هروي شرح اين واقعه را چنين مي‌‌نگارد:


"از آقاي محمود فرخ شنيده‌ام، فروزانفر از چهارده‌سالگي كه براي تحصيل به مشهد آمده بود، طلبه فاضلي محسوب مي‌‌شد و شعر مي‌‌ساخت. روزي پدر وي از بشرويه به منزل ما آمد و كودك 14 ساله‌اي را همراه آورده بود تا در باب ادامه تحصيلش با پدرم مشورت كند. پدرم چند سؤال فارسي و عربي كرد و پسر خوب از عهده برآمد. مرد بشرويگي گفت جليل آقا شعر هم مي‌‌سازد. پدر گفت بخوان، جليل آقا گفت از قصايد فارسي‌ام يا از قصايد عربي‌ام بخوانم، در آن جلسه جليل‌آقا مورد توجه پدر قرار گرفت."


چهره علمي استاد به زودي او را شمع جمع محافل علمي و ادبي نمود. تسلط وي بر ادبيات عرب و ايران، آگاهي از رموز شعر و شاعري و نكته‌سنجي‌هاي بديع وي از عرفان و تصوف، حافظه قوي، تسلط كافي و وافي به شناخت منابع، خاصه منابع علوم اسلامي وعرفاني، همراه با ذوق لطيف، ملاحت طبع و قدرت سخنوري از استاد چهره‌اي كاملا ممتاز و استثنايي ساخته بود. فرزانه‌اي بود صاحب‌نظر در عرصه‌هاي مختلف علوم و يكه‌تاز عرصه ميدان عقل و نقل. در هر محفلي مي‌‌درخشيد. در بحث و فحص بي‌همتا بود. كسي را ياراي مقابله با او نبود. سخنانش هم نيش بود و هم نوش. هنوز كه هنوز است آنان كه محضر وي را درك كرده‌اند، از شوخ‌طبعي و خوش محضري وي سخنها نقل مي‌‌كنند.


استاد فروزانفر در طول خدمت دانشگاهي خود دلسوزانه به تعليم و تربيت دانشجويان و طالبان علم پرداخت. در كلاس درس ذوق و تعقل را با هم مي‌‌آميخت و با ملاحت تمام مشكل‌ترين و غامض‌ترين مسائل درسي را به دانشجويان تفهيم مي‌‌كرد و اعتقاد داشت كه هر آوازي كه برآيد و هركلامي كه بر زبان جاري شود، اگر از عشق و اعتقاد و علاقه نشأت گرفته باشد، مؤثر خواهد افتاد. انسان بايد دست به كاري زند كه معتقد بدان است، وگرنه بي‌عشق جام تهي است و كلام بي‌معني.


كلاس درس استاد به تعبير دكتر زرين كوب:"تنها تعليم نبود، هم تهذيب بود و هم تفريح. بدين‌ترتيب. توفيق او در كار معلمي در بين استادان ادب عصر ما به كلي بي‌سابقه بود." اما آنچه فروزانفر را به عنوان استاد بي‌بديل شناساند و انوار پرفروغ عملش را برهمه جا گستراند، تجلي و انعكاس روح عالم و محقق او در تعليم و تدريس بود.

با وسواس تمام به تحقيق مي‌‌پرداخت. از اين جهت تحقيقاتش با پژوهش‌هاي انجام يافته مشابه در همان زمينه تفاوت اساسي وعمده داشته و دارد. در نهايت فصاحت و بلاغت و با تسلط تمام بر اَهمّ منابع و متون، مي‌‌نوشت. اما حوزه تحقيق و تدقيق، او را از عالم ذوق دور نمي‌كرد. او با پختگي تمام اشعاري نغز و آبدار و شيرين و جان‌بخش مي‌‌سرود. گاهي چكامه‌اي يا غزلي مي‌‌گفت كه فريادي بود از سرِدرد. مي‌ گفت: "در جهان هر كه فريادي از سر درد برآورده است، مردم گرد وي مجتمع گشته‌اند. قرآن و انجيل و تورات به وسيله راهنمايان بشر فرياد مي‌‌زنند كه: اي انسان، به كليت خود بازگرد، به اصل خود رجوع كن". توجه استاد به عرفان و درپي آن، تصحيح ديوان كبير، شرح مثنوي مولانا، و ساير آثار وي نشان از اعتقاد به فريادي است كه از درون انسان‌ها برمي‌خيزد؛ فغاني كه انسان را به انسانيت و فرزانگي هدايت مي‌‌كند.


استاد فروزانفر تصحيح متون را با دقت تمام و وسواس بيش از حد پيشه خود ساخت، و از اين رو مي‌‌توان گفت در دوره معاصر اگر نامي از مولانا برسر زبانهاست، اگر تاريخ ادبيات ايران روشن‌تر ازقبل پرتوافشاني مي‌كند، مرهون زحمات طاقت‌فرساي استاد فروزانفر است. با شوريدگي تمام در مثنوي غرق مي‌شد و نكات پيچيده را به شرح مي‌كشيد و اگر امروزه شرح‌هاي مختلفي در دسترس پژوهندگان اين سرزمين است، بي‌ترديد همه از"خوان يغماي" فروزانفر بهره‌مند شده است.


استاد مي‌نويسد: " نخستين بار كه گوش نگارنده به آهنگ ملكوتي غزليات مولانا آشنا گرديد، در يكي از روزهاي زمستان 1338 قمري بود كه استاد بزرگوار مرحوم ميرزاعبدالجواد، معروف به اديب نيشابوري، اين غزل را به شاگردان و مستفيدان محضر پربركت خود القا فرمود:


بنماي رخ كه باغ و گلستانم آرزوست‌

بگشاي لب كه قند فراوانم آرزوست"


او با تأثير از اين بيت با شوق فراوان به مطالعه ديوان شمس پرداخت و با گذشت زمان شيدايي‌اش در بررسي آثار مولانا بيشتر شد تا با درك محضر حاج شيخ عبدالله حائري مازندراني، كه از تربيت‌يافتگان سلطان علي‌شاه گنابادي و از مشايخ بزرگ تصوف در قرن چهاردهم هجري قمري بود، رغبت وي به مطالعه‌ ديوان شمس افزون‌تر از افزون شد.
 

به گِرد دل همي گردي چه خواهي كرد؟ مي‌دانم‌

بخواهي كرد دل را خون و رخ را زرد، مي‌دانم‌

 
سالها خونِ دل خورد. نسخه‌ها را از اطراف و اكناف گرد آورد. مرحوم كريمان و گرديزي را به يادري گرفت. سلامت خود را تا سر حد مرگ به خطر انداخت تا به چاپ ديوان شمس توفيق يافت. در تصحيح مثنوي مولانا نيز به همان اندازه از جان مايه گذاشت و خود را عاشقانه وقف اين مهم نمود و دريچه آن لوح اسرار هستي و كتيبه لبريز از حقايق معنوي را به روي طالبان علم گشود. استاد اين عشق و شور را از نفس گرم مولانا گرفت و همين عشق به مولانا و به سروده‌هاي او بود كه شعله بر جانش افكند و شراره‌اي شد كه خان و مان او را بسوخت.
 

طفيل هستي عشق‌اند آدمي و پري‌

ارادتي بنما تا سعادتي ببري‌


فروزانفر به فرهنگ و زبان سرزمين خود و به ايران عشق مي‌ورزيد. وي در سخنراني خود به مناسبت تأسيس دانشگاه تبريز درباره زبان فارسي چنين گفت: " مقصود نهايي از تأسيس دانشكده ادبيات تبريز اين است كه اين دانشكده ادبيات فارسي را به دنيا معرفي كند. نبايد گمان برود كه زبان فارسي ذخيره‌ كافي ندارد. حق اين است كه ما زبان فارسي را خوب نمي‌دانيم و درآن تحقيق نكرده‌ايم.


زبان فارسي يكي از ثروتمندترين و غني‌ترين السنه‌ ادبي دنياست، پس هرگاه طريق صاف و درستي مبتني بر روش‌هاي جديد محققانه در ميان محصلان پرشور و شوق، رايج شود اميد است كه ادبيات فارسي مقام ديرين را دوباره به دست آورد... . روزي كه بشر از تجاوز به حقوق هم آزرده شود، قيمت حافظ و سعدي و مولوي و شعراي ديگرِ فارسي‌زبان بر مردم روشن‌تر خواهد شد."


استاد در كنار توجه به زبان فارسي، لزوم اهتمام به معارف اسلامي، خصوصاً تاريخ اسلام و معرفي رجال اسلامي را از اهم واجبات مي‌دانستند و معتقد بود: "اگر چه همه ممالك اسلامي در پيشرفت اسلام سهمي دارند، ولي نبايد غافل شد كه ايرانيان بزرگترين سهم را در نشر اسلام داشته‌اند." او از كم‌رونقيِ پژوهش در عرصه‌هاي فرهنگ مردم و لهجه‌هاي محلي و آداب و رسوم و موسيقي و خط، تذهيب و نقاشي دل‌آزرده بود و مي‌گفت: "اگر بناست اين كار صورت بگيرد، راهش جمع‌آوري از بين مردم است. مسائل علمي را بايد روي هم جمع كنند تا بنايي وسيع در عالم ادبيات برافراشته شود" .

بس گنج نهان بود مرا در دل و ياران‌

ناديده گذشتند كه اين خانه خراب است‌
 

استاد در اشعار خود توجه خاصي به ايران و سرنوشت و تاريخ آن داشت و در "قصيده‌  وطنيّه" كه به روش قصيده‌ فرخي سيستاني سروده، احساس خود را چنين بيان كرده است:


خصم در كشور جم باز برافراشت عَلَم‌

رفــــت بــر باد ز ناداني ما كشور جم‌


رفت بر باد ز ناداني و از بي‌خردي‌

كشوري كو بُد رامشگه شاهان عجم‌
 

نه در او يادي از شادي و آزادي‌

نه در او نامي از بخشش و از جود و كرم‌


و يا در قصيده "ايران ديروز، ايران فردا "  از فضاي اختناق‌آور آن روزگار شِكوه سر مي‌دهد:
 

از چيست كه اين ابر تيره خاست؟

 
وين تيرگي مهر از كجاست؟‌

اين ابر فشاننده دود و دم‌

اَوخ به ندانم كه از چه خاست‌
 

مي‌تافت از او فرّ ايزدي‌
 

آن فرّه يزدان چرا بكاست؟‌
 

اين ملت آزاده را هنوز

آثار بزرگي‌اش پا بجاست‌
 

آن طاق به گردون كشيده سر

در بارگه "تيسفون" به پاست‌
 

بايد كه به آينده ما و تو

اين كژي كشور كنيم راست‌


آثار به جا مانده از استاد فروزانفر از مثنوي معنوي، ديوان شمس، فيه‌مافيه و مكتوبات گرفته تا آيات و احاديث مثنوي و زندگاني مولانا جلال‌الدين و انبوه مقالات به چاپ رسيده در نشريات گوناگون و ديوان به جا مانده از او، همه و همه حكايت از نبوغ فكري و ذاتي اين شخصيت بي‌نظير دارد كه در سايه‌سار علمِ گسترده‌ او چراغ عرفان و ادب ايران زمين در دانشگاه فروغي ديگر يافت و صدها نفر از طالبان علم در محضر او تلمذ كردند و آزموده شدند تا به استادي رسيدند و از بركت وجودش امروز همچنان در مقام استادي به تدريس مشغول‌اند. ‌ياران فروزانفر وي را به ظرافت و وقاري كه در تمام احوالش بود، مي‌ستودند .

گفتنيست مهم‌ترین آثار تألیفی و تصحیحی استاد فروزانفر عبارتند از :


 * «دیوان شمس تبریزى» در دو جلد 47- 1336

 * «شرح مثنوی شریف» در سه جلد 48- 1346

 * مأخذ قصص و تمثیلات مثنوی 1333

 * احادیث مثنوی 1334

 * فیه ما فیه از گفتار مولوی 1330

 * احوال و تحلیل آثار فریدالدین عطار نیشابوری1340

 * «سخن‌ و سخنوران»‌ در دو جلد 1312

 * منتخبات‌ ادبیات‌ فارسی 1314

 * رساله‌ در احوال‌ مولانا جلال‌الدین‌ رومی 1315

 * تاریخ ادبیات ایران 1317

 * فرهنگ عربی به فارسی (با مشارکت چهار نفر از استادان) 1323

 * قدیمى‌ترین اطلاع از زندگانی خیام 1327

 * مناقب اوحدالدین حامد کرمانی. 1347

 * مجموعهٔ اشعار (با مقدمهٔ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی)
 

فرجام ، اين‌ استاد گرانمايه در 16 ارديبهشت 1349 به سن‌ 68 سالگي‌ در تهران ديده از جهان فروبست و پيكر ايشان در شهر ري و در جوار مرقد امامزادگان شاه عبد العظيم حسني و امام زاده طاهر به خاك سپرده شد.

به قول زنده‌ياد استاد زرين‌كوب: "هر روز چهره‌ او را در دنياي بعد از او درخشان‌تر خواهيم ديد و ياد او را زنده‌تر".



با سپاسگذاري از تامل شما ، در صورتيكه اطلاعات جامعتري در اين زمينه داريد مايه امتنان بشرويه نيوز است تا با نام شما و ذكر منبع در سايت قرار گيرد

انتشار در چهارشنبه 23 آبان1386 دسته: مشاهير | لينک مطلب |بيان انتقاد و پيشنهاد



: صفحات قبلي

کليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به پايگاه خبري بشرويه نيوز مي باشد
هر گونه باز نشر و كپي برداري از مطالب سايت فقط با ذكر منبع بلا مانع است
Template , Design & Supporting Tools By
Omidpersia™