تبليغاتX
بشرويه نيوز - زندگي نامه دانشجوي شهيد هادي نصيرايي هوش

بشرويه نيوز
پايگاه خبري بشرويه نيوز|Boshrooye News Agency

BoshrooyeNews Menu

زندگي نامه دانشجوي شهيد هادي نصيرايي هوش


درشامگاه چهاردهم ذي‌الحجه برابر با بيست و نهم ارديبهشت 1341 كودكي در بشرويه چشم به جهان گشود كه به ميمنت و مباركي تولد امام هادي او را هادي نام نهادند. هادي از همان كودكي با تكاليف ديني و آداب اسلامي و عقايد شيعه آشنا گرديد. او دوران تحصيلي ابتدايي و راهنمايي را در بشرويه گذراند. از خصوصيات وي در اين دوران، پيشرفت قابل ملاحظه‌اي در امور تحصيلي,اخلاق و انضباط عالي ,كمك به والدين در امور خانه و بيرون مي باشد.
شهيد به برخي كارهاي فني نيز علاقه‌ي خاصي داشت, به گونه‌اي كه قادر بود به تعمير برخي وسايل خانه بپردازد در اين دوران در كنار وضعيت تحصيلي بسيار خوب چنان شخصيتي در او بوجودآمد كه از دوستي با افراد ناشايست كناره‌گيري مي‌كرد. او اهل عبادت و قرآن و ذكرو دعا بود ظهر از مدرسه بر مي‌گشت قبل از ناهار ,نماز به جا مي‌آورد. از كودكي عادت كرده بود بخشي از اوقات فراغت خود را با مطالعه كتب و مجلات بگذراند و در اين خصوص بسيار منظم بود و به كتابخانه كوچك خود علاقه نشان مي‌‌داد.
در ايام تحصيل در دوره‌ي متوسطه ضمن پيشرفت در امور تحصيلي و رشد اخلاق اسلامي, به لحاظ برخورداري از شخصيتي متين و امانت‌دار و ممتاز در درس و اخلاق ، مسئوليت شركت تعاوني دبيرستان به او محول شد. كما اينكه در سالهاي آخر دوره‌ي متوسطه اداره‌ي كتابخانه دبيرستان به او واگذار شد .او در هر يك از اين مسئوليت‌ها بسيار موفق بود.
تحصيل هادي در دوران متوسطه مصادف بود با شكل گيري نهضت عظيم اسلامي مردم مسلمان ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره). او در اين راستا ضمن انجام وظيفه‌ي اسلامي و انقلابي و ملي و ميهني خود, با افراد مخالف نهضت و يا كساني كه مي‌خواستند افكار التقاطي ديكته شده از سوي گروهك منافقين را به جوانان دبيرستاني القا كنند, بحث و مجادله مي‌كرد. وي در اين ايام در راهپيمايي‌ها و مجالس و محافل انقلابي و مذهبي شركت مي‌كرد.
در ايام سوگواري حضرت امام حسين (ع) هادي با شركت در هيئت مهديه به صف عزاداران حسيني مي‌پيوست. عشق هادي و خانواده‌ي او به خاندان عصمت و طهارت و تربيت اسلامي وي به گونه‌‌اي در اين شهيد عزيز تجلي يافته بود كه از او شخصيتي مهربان, متعهد, راستگو, عارف مسلك, بي تكبر, وفا دار به عهد و پيمان, داراي افكار بلند, وقت شناس و فعال بسازد او از پذيرش كارهاي سخت ابايي نداشت. در مقابل مشكلات, استقامت و صبر نشان مي‌داد. به نظر ديگران احترام مي‌گذاشت. اطرافيان خود را به ترك محرمات و انجام واجبات توصيه مي‌كرد. او با پدر خود دوست و يار و مددكار مادر خويش بود. به آنان بسيار احترام مي‌گذاشت, دوستي و مهرباني با خويشان زبانزد بود. وقتي به مسافرت مي‌رفت از همه‌ي بستگان خداحافظي مي‌كرد.
شهيد نصيرايي هوش در خرداد سال 1359 تحصيلات متوسطه را با موفقيت به پايان رسانيد, تابستان آن سال را تا خرداد 1360 به عنوان متصدي دفتر نهضت سواد آموزي گذرانيد و در اين خصوص از خود لياقت و كارداني نشان داد ولي چون مي‌ديد كه ميهن اسلامي مورد تاخت و تاز دشمن متجاوز قرارگرفته عشق به جبهه در برابر انقلاب اسلامي ايران باعث شد كه به نداي رهبرش امام خميني(ره)كه از جان دوستش مي‌‌داشت پاسخ گويد و پس از بازگشت از آموزش مقدماتي جبهه در گلمكان مشهد داوطلبانه عازم
جبهه هاي نور عليه ظلمت گرديد. او موفق شد با شركت در عمليات سپاه اسلام در رزمي بي‌امان در ارتفاعات شياكو پا به پاي ديگر رزمندگان اسلام دشمن بعثي را از آن منطقه به عقب نشيني وادار نمايد.
پدر شهيد كه هيچ گاه خاطره رشادت‌ها و فداكاريهاي فرزند دلير خود را فراموش نمي‌كند از قول شهيد در اين مورد مي‌گويد: پس از تصرف شياكو و دفع پاتك دشمن, فرمانده اعلام مي‌نمايد كه ما در محاصره هستيم و بايد براي نجات خود به پايين كوه برويم و شهيد نصيرايي جزو آخرين نفراتي بود كه آن محل را با فرمانده خود ترك كرد. در حين ترك ارتفاعات در آستانه سقوط در دره قرارگرفت اما با لطف پروردگار نجات يافت. گويا چنين مقدر بود كه به هر طريق ممكن بايد زنده بماند تا بعدها براي سفر آگاهانه شهادت آماده‌‌‌گردد.
شهيد در بازگشت از جبهه از روحيه‌ي بسيار بالايي برخوردار بود. از وضعيت معنوي حاكم برآنجا تعريف مي‌كرد و مي‌گفت اگر ما به جبهه نرويم چه كسي از اسلام دفاع كند؟ و از اين كه برگشته است افسوس مي‌خورد.
شهيد هادي نصيرايي هوش از خرداد سال 1361 تا خرداد سال 1363 خدمت مقدس سر بازي را در اداره‌ي عقيدتي سياسي پادگان زابل گذراند. پس از بازگشت,چند ماهي، حسابدار بنياد مسكن انقلاب اسلامي بود. تا اين كه در مهر 1363 در تربيت معلم شهيد مفتح فردوس پذيرفته‌شد و به كسوت معلمي درآمد. او خواست با انتخاب شغل پدر, عنصر مفيدي براي جامعه باشد.
 دوستان دانشجوي او از عشق و علاقه شهيد به درس و فراگيري دانش تعريف مي‌كنند. او كه همچون امواج خروشان دريا بود در اينجا هم آرام و قرار نداشت. در فعاليت‌هاي فوق برنامه‌ي مركز تربيت معلم شركت مي‌كرد بويژه به جلسات قرآن علاقه نشان مي‌داد, روح عبادت وعشق به خدا و اسلام و تمايل به پيروزي حق بر باطل و علاقه به امام خميني(ره)در او به اوج خود رسيده ‌بود و همين باعث شد كه دوباره قدم به جبهه
گذارده و اين بار با شركت در عمليات والفجر8 در نقش تكاوري رشيد فرصت تفكر را از دشمن زبون بگيرد.
در اين عمليات بود كه رزمندگان اسلام توانستند با مدد الهي, برق آسا از رود خروشان اروند عبور كنند. و در آن سوي رود سيلي محكمي به صورت خصم متجاوز بكوبند كه به قول امام خميني(ره)دشمن ديگر از جا بلند نشد.
شهيد نصيرايي هوش مفتخر است كه در اين عمليات كارنامه شهادت را از حضرت دوست گرفت و دست تقدير چنين خواست كه بدن اين شهيد پس از شهادت همچنان در منطقه عملياتي باقي بماند و12  سال بعد به وطن برگردد
اين سالهاي هجران براي خانواده‌ي هادي بسيار سخت گذشت. مادر شهيد در اين خصوص مي‌گويد : يك بار شهيد را در عالم خواب ديدم كه با لباس بسيجي به خانه آمد من او را در آغوش كشيدم و از او پرسيدم دراين مدت كجا بوديد ولي شهيد جوابي نداد. آري اين روياها و خوابهاي مشابه نشان از حيات جاويد شهيدان دارد.
شهيد هادي نصيرايي هوش همچون ساير عزيزان مفقود الاثر كه پيكر مطهرشان در مناطق عملياتي بعد از مدت‌ها شناسايي و تشييع مي‌شود و رسالت دارند. يكي در زمان حيات كه آن را لبيك گفتن به نداي رهبرشان امام خميني (ره) و دفاع از اسلام و انقلاب اسلامي بود و ديگري رسالتي بعد از شهادت و آن باقي ماندن در منطقه‌ي عملياتي و بازگشت به وطن پس از چندين سال مي‌باشد تا به اين ترتيب سند گويايي باشند از حماسه حضور ياوران خميني از مصاف با دشمنان اسلام براي همه‌ي كساني كه حماسه‌ي حضور آنان را نديده‌اند و براي كساني كه ديده‌اند اما گذشت زمان عظمت آن حادثه‌ي بزرگ را از يادشان برده است.
آري او معلم شهيدي بود كه مي‌خواست با انتخاب شهادتي اين گونه به شاگردان مكتب عشق براي هميشه درس حماسه و فداكاري بدهد.
«روحش شاد و راهش پر رهرو باد»


وصيتنامه معلم شهيد هادي نصيرايي هوش
«بسم الرب الشهداوالصديقين»
به نام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
«والذين جاهدو فينا لنهدينهم سبلنا»
«كسانيكه در راه ما جهاد كنند از راههايي آنها را هدايت مي‌كنيم»
«قرآن كريم»
در روز قيامت فرشتگان مرحبا گويان به استقبال مجاهدين راه خدا كه با شمشير به خود آويخته از درب مخصوص (باب المجاهدين) وارد بهشت مي‌شوند مي‌روند و هر آنكه جهاد در راه خدا را به همراه امام راحل ترك كند لباس خواري و ذلت پوشيده و در زندگي تنگ دست و نيازمند گردد و دينش از بين برد.
پيامبراكرم(ص)
با سلام به محضر مقدس امام زمان (عج) و نايب بر حقش امام امت و با درود و سلام فراوان به شهداي راه حق و حقيقت از صدر اسلام تا كربلاي حسين(ع) و از كربلاي حسين(ع) تا كربلاي خونين جنوب و غرب كشور عزيزمان ايران.
سلام بر رزمندگان غيور جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل اين سر بازان واقعي امام زمان (عج) و پاسداران به حق قرآن و اسلام و با سلام و درود به شما امت شهيد پرور و حزب الله كه با ايثار جان و مال خود از اسلام از اسلام پاسداري مي‌كنيد.و سلام به شما اي پدر و مادر عزيزم :از اين كه نتوانستم زحمات شبانه روزي شما را جبران كنم مرا خواهيد بخشيد و از من راضي باشيد.
با توجه به اين كه بر هر شخص مسلمان واجب است و از مكتب قرآن دفاع نمايد بر خود لازم ديدم كه براي دفاع از اسلام و قرآن و مقابله با دشمنان اسلام و مسلمين در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل حضور پيدا كرده و با كفار بعثي بجنگم.
بر خود واجب ديدم چند كلمه را به عنوان سفارش بنويسم.البته من كوچكتر از آنم كه براي امت ايثارگر و شهيد پرور پيامي داشته باشم.
اي امت مسلمان و حزب الله, هميشه وحدت خود را حفظ كنيد تا دشمنان در ميان شما رخنه نكنند.از بذل مال و جان در راه ياري و دفاع از اسلام و قرآن و مسلمين همانطور كه تا حال پشتيباني كرده‌ايد دريغ نورزيد.
اي امت شهيد پرور هميشه پشتيبان روحانيت مبارز بوده و براي سلامتي امام تا ظهور امام زمان (عج) دعا كنيد
اي پدر و مادرم, در مرگ من ناراحت نباشيد من امانتي بودم از جانب خداوند بزرگ در نزد شما و هرگاه كه بخواهد امانت خود را پس مي‌گيرد.
اي خواهرم, در مرگ من صبر را پيشه كنيد و همانند زينب صبور باشيد. پدرم 10 روز نماز قضا دارم كه سفري مي‌باشد خواهشمندم آن را انجام دهيد و مقدار پولي كه دارم خودتان به هر نحوي كه صلاح بدانيد ترتيب آنرا خواهيد داد.


اگـر باشـد قـرار آخـر بميـرم           نمي‌خواهم كه در بستر بميرم
نمـي‌خواهم كه همچون شمع سوزان        بريزم اشك در آذر بميرم
همي ‌‌خواهم كـه در فصـل جـواني          ميـان جبهه و سنگر بميرم
همي‌ خواهم براي حفظ قرآن                 براي ياري رهبر بميرم


خدايا مرا ببخش,از گناهان من درگذر,تو كريم و رحيم هستي,بارالها ما با تو پيمان بسته‌بوديم كه تا پايان راه برويم و بر پيمان خويش همچنان استوار مانديم.خدايا, معبودا, بارالها, جندالله را كه با سوگند به ثارالله در لشگر روح‌الله براي شكست عدوالله و استقرار حزب‌الله زمينه ساز حكومت جهاني بقيه‌الله است حمايت كن
خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار               «والسلام عليكم و رحمته الله و بركاته»
بتاريخ هفتم بهمن ماه يكهزاروسيصدوشصت وچهارشمسي 7/11/1364
هادي نصيرايي هوش

انتشار در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387 دسته: شهداي بشرويه | لينک مطلب |بيان انتقاد و پيشنهاد



: صفحات قبلي

کليه حقوق اين مجموعه طبق قوانين نرم افزاري متعلق به پايگاه خبري بشرويه نيوز مي باشد
هر گونه باز نشر و كپي برداري از مطالب سايت فقط با ذكر منبع بلا مانع است
Template , Design & Supporting Tools By
Omidpersia™