بشرويه نيوز
پايگاه خبري بشرويه نيوز|Boshrooye News Agency

|
|
|
آنگاه که چشم جان، روي از عالم ماده بر گرفته و متوجه عالم بالا ميشود،
آنگاه که کوير تفتيده قلب آدمي در آرزوي باران بهاري له له ميزند،
آنگاه که چشمها رسول دل ميشوند و در پي زيارت خورشيد بر ميآيند،
آنگاه که پيچک نياز سر به سوي آسمان بينياز بر ميکشد،
نيايش آغاز ميشودو دعا چهره مينمايد.
دعا، راهي است به سوي تعالي، به سوي ترنم ترانه هاي معنا، و سپردن دل به نغمههاي رحماني.
دعا،سر بر آوردن قطرهاي است که خويش را در برابر اقيانوس رحمت ميبيند.
دعا، اهتزاز روح است، و پر کشيدن مرغ جان، و به بار نشستن درخت بندگي، و آواز عشق، و رمز و رازي بين محب و محبوب، که اغيار را به فهم آن راهي نيست.
دعا، التجاي انساني است که شان امکاني خويش را دريافته و به سوي واجب الوجود توجه کرده است.
و بالاخره، دعا، نشستن بر سر سفره نياز، و بهره گرفتن از مائدههاي آسماني است.
ابرهاي رحمت که باريدن گرفت،
گلبوتههاي نيايش که شکفت،
کوير مرده جان، بهاري ميشود بيخزان، و گلستاني جاودان.
از اين روست که روحهاي بزرگ، همواره با زبان دعا با يار دمساز بودهاند، و با پيوند خويش به مبدا متعالي عالم، خود را تعالي بخشيدهاند.
رمضان، جويبار زمزمه هاي عارفانه است که بر روح و جان عاشقان جاري ميشود.
رمضان، فرصتي است براي نگريستن به خدا، خويشتن، و جهان.
رمضان، گاه ياد يار، و ديدار دلدار، و تجديد عهد قديم آدمي است با خداي خود.
رمضان، بوته آزمايش عاشقان صادق است از مدعيان.
رمضان، تفسير مجسم آيه هاي کتاب کريم است.
رمضان، ضيافت نياز عاشقان، و جلوههاي ناز يار است.
رمضان، گاه رويش نهال دعا در گلستان وجود، و سخن گفتن با محبوب با رازوارههاي عبادت است.
زين روست که رمضان را با دعا، و دعا را با رمضان انس و الفتي ديرينه است.
هم به اين خاطر است که اهالي ديار معنا چون پا به وادي رمضان مينهند کام وجود خويش را از جرعههاي جانبخش نيايش سيراب ميکنند.
از جمله دعاهاي سفارش شده در ماه رمضان، دعاهاي کوتاهي است که هر کدام مختص يکي از روزهاي اين ماه، و چون مائده اي است که در هر روز بر سر سفره روزهداران قرار ميگيرد. در هر يک از اين دعاها نکته هاي زيبايي مطرح است که عمل به آنها ميتواند موجب رشد روحي و حظ معنوي انسان شود.
اين دعاها چون در ماه رمضان، و همراه با حفظ جسم و جان از محرمات است، تاثيري دوچندان دارد.آنچه در اين نوشتار به محضر مخاطبان گرامي تقديم ميشود، دلنوشتههايي است که با بهره گرفتن از دعاهاي روزانه ماه رمضان نگاشته شده است. از اين رو آنها را نميتوان ترجمه يا تفسير اين دعاها دانست، بلکه، با اندکي چشمپوشي، ميتوان متنهايي ادبي دانست که سعي کرده فهم دعاهاي روزانه را براي علاقهمندان آسانتر نمايد.
مائده نخست: قفلهاي غفلت
روزها و روزهها آغاز گشته.
دلها ياد قبيله ايمان کرده.
حاجيان احرام دل بسته،
ولي دلها شکسته،
پرها خسته،
و نالان از هجر يار،
ترک کفرستان کرده،
و آهنگ روضه روزههاي رمضان کردهاند.
ولي در راه ديار يار،
داغها و دغدغهها لحظهاي رهاشان نميکند:
آيا محبوب ميپذيردمان؟
آيا عزيز مصر وجود،
آنچه پيشکش کردهايم را درخور پذيرش و پاداش ميداند؟
نخستين گام سلوکمان در روز نخست آيا بر ديده قبولش نشسته است؟
اين همه تشويش و اضطراب است که وا ميداردمان از درگاهش بخواهيم:
اللهم اجعل صيامي فيه صيام الصائمين.
و قيامي فيه قيام القائمين.
موريانههاي ترديد بر نهال جانمان افتاده.
گوشمان با آواز چلچلهها غريبي ميکند.
دستمان از دامان دل کوتاه،
و دل به نکاح شيطان در آمده است.
بهار را نميبينيم.
گرماي تابستان وجودمان شانهبهشانه انجماد ميزند.
هواي روحمان پاييزي و دلگير است.
زيستن خود را زمستان مجسم ميبينيم.
اينک،تنها اميدمان به رمضان است.
رمضان، شناخت اين دردهاي جانفرساست،
که رهامان نميکند.
پس، طبيب جان را بهياري طلبيديم.
و از او درمان خواستيم.
در نخستين گام،
برايمان از علت العلل بيماريها گفت.
خلاصه کلام و ختم مقالش چنين بود:
"در دام غفلتي بزرگ گرفتار آمدهايد.
لختي بر قفلهاي غفلت بنگريد،
که درهاي اجابت را بهرويتان بسته،
و از دامان کرامت دورتان کرده،
و جسم و جانتان را پابست زنجيرهاي فراموشي کرده است.
وه که چه گرانجان زندانياني هستيد،
که هنوز زندهايد!
اين است درد بزرگ شما.
حال، خود دانيد."
سخن طبيب لحظه اي هشدارمان داد.
و اينگونه بود که محبوب را خوانديم
که از خواب غفلتمان بيدار کند:
و نبهني فيه عن نومه الغافلين.
داستاني شگفت بود؛
داستان قفل و غفلت.
شگفت از آن رو که ماهها و روزها و ساعتها گذشته بود،
پيش روي محبوب بوديم،
ولي،دريغا،بي روي او.
شگفتا!چگونه در جوارش بوديم،
و او از رگ گردن بهما نزديکتر،
و او را نميديديم؟
شگفت غفلتي است بودن و نبودن،
ديدن و نديدن.
"حديث حاضر و غايب" است، خود سرنوشت ما.
رمضان کاري نميکند،
جز آنکه آينهاي مينهد پيش رويمان.
و ما خويش را در خويش بهتماشا مي نشينيم.
رمضان چيزي نيست جز تلنگري به احساسي که ناديدهاش گرفتهايم.
و ستردن زنگاري است که بر آينه جانمان نشسته است،
تا بزرگي جرممان را،
و زشتي اعمالمان را،
بر ما آشکار نمايد.
اين گونه بود که در روضه روزههامان،
در هياهوي تنهايي غصههامان،
در نبود بودنمان،
مويههاي غريبانه سر داديم،
به دامان پر مهر يار فرو غلتيديم،
لطافت باران کرامتش را،
بر گونهها،
و کوير دلهامان حس کرديم.
و با او چنين نجوا کرديم که:
جرممان را ببخش.
و از خطاهامان در گذر.
اي که به آساني چشم بر خطاي خطاکاران ميبندي.
و هب لي جرمي فيه يا اله العالمين.
واعف عني يا عافيا عن المجرمين.
در پایان ضمن عرض تبريک براي فرا رسيدن ماه مبارک رمضان ، آهنگهاي زير براي استفاده شما در سايت قرار داده مي شود:
اسماء خدا - يا من هو الله الذي، لا اله الا هو الرحمن، الرحيم الملک القدوس السلام و…
دعاي ربنا - استاد محمد رضا شجريان
اذان
اين دهان بستي دهاني باز شد - استاد محمد رضا شجريان
شما همچنين مي توانيد همه اين آهنگها را از اينجا دانلود کنيد:
